محمد باقر ملكيان

99

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

سوره‌هاى بسيار است ، هم‌چنان كه عدد صد و هزار نيز كنايه از آن است ، در قرآن كريم فرموده : يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ « 1 » . پس منظور از كلمه بِعَشْرِ سُوَرٍ سوره‌هاى بسيار و داراى مرتبه‌اى از كثرت است ، مرتبه‌اى كه در عرف مردم كثير شمرده شود ، پس گويا فرموده : اگر شك داريد كه قرآن كلام خداى تعالى است ، چند سوره مثل آن بياوريد ، كه حداقل به ده عدد برسد ، تا معلوم شود آن تنوعى كه قرآن كريم در بيانات خود دارد معجزه‌آسا است ، و نمىتواند جز از ناحيه خداى تعالى باشد . و اما اين‌كه در جاى ديگر تحدى را بر روى يك حديث مثل قرآن آورده و فرموده : فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ گويا نوعى تحدى است كه از تحدىهاى سه‌گانه قبل عمومىتر است ، چون كلمه حديث ، هم شامل يك سوره مىشود و هم شامل ده سوره و هم شامل همه قرآن ، پس اين آيه تحدىاى است مطلق به آوردن سخنى كه خصايص قرآن را داشته باشد . در اينجا دو نكته باقى مىماند كه تذكرش لازم است : 1 . در ميان همه آيات تحدى در هيچ‌يك به جز آيه مورد بحث نيامده بود كه اگر مىگوييد : قرآن افتراء به خدا است شما هم اين افتراء را بزنيد ، تنها در آيه مورد بحث است كه فرموده : فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ و شايد وجهش اين بوده باشد كه نوع عنايتى كه در اين آيه هست در ساير آيات تحدى نيست ، و نوع عنايتى كه در آنها هست در اين آيه نيست . عنايت در ساير آيات تحدى در اين بود كه اثبات كند منكرين قرآن نمىتوانند مثل قرآن و يا مثل سوره‌اى از قرآن را بياورند ، زيرا قرآن مشتمل بر

--> ( 1 ) . سوره بقره : 96 .